کرمانی ها کویری اند؛ صاف و ساده اند؛ درست مثل حاج قاسم

سفیرمردم| شاید دانشگاه کرمان از محدود دانشگاه هایی باشد که حاج قاسم قدم بر چشم های آن نهاده بود ،برای نخستین بار نیز عطر و بوی ِمعنوی ِ حضور ایشان را همانجا استشمام کردم که هرگز برایم فراموش شدنی نیست.
احساس میکنم که شخصیت کاریزمای ِ حاج قاسم به علت ِ سادگی اش بود و بعد از شهادتش هنوز هم این شخصیت ِ ویژه همچون آفتابی درخشان در ذهن ِ انسان های آزاده تجلی میکند و یاد آورِ خداست .
وقتی انسانی شگرف که آن را سردار سپهبد مینامند وصیت میکند که بر روی سنگ ِ ارامگاهش فقط بنویسند سرباز وطن یعنی سادگی و بزرگی در این شخصیت بسیار موج میخورد؛ درست همانند کویر.
حاج قاسم در سال ۱۳۳۵ در روستای قنات ملک؛ که روستایی کوهستانی با ساختاری طایفه‌ای (طایفه سلیمانی کرمانی) بود، واقع در شهرستان رابر، از توابع کرمان زاده شد
و  نام پدرش حسن و نام مادرش فاطمه سلیمانی بود؛ یک خواهر و یک برادر بزرگتر و یک برادر کوچکتر از خودش داشت؛
او در سن ۱۲ سالگی روستای خود را برای کار در شهر کرمان ترک کرد و در نوجوانی به کار بنایی مشغول بود و در سال‌های ابتدای جوانی از پیمانکاران سازمان آب کرمان به‌شمار می‌آمد .
وی نقش ِ پررنگی را در فعالیت های اتقلابی ایفا نمود و پس از پیروزی انقلاب در حین ادامه فعالیت در سازمان آب کرمان، به عضویتِ مجموعه‌ای بنام سپاه افتخاری درآمد.
وی در ابتدای جنگ ایران و عراق گردانی متشکل از نیروهای رزمی کرمان را تشکیل داد که کمی بعد به تیپ زرهی و نهایتاً به لشکر ۴۱ ثارالله تبدیل شد؛ او از ابتدای تشکیل این لشکر در سال ۱۳۶۱ تا رفتن به نیروی قدس در سال ۱۳۷۶ فرمانده این لشکر بود و در بسیاری از عملیاتهای سپاه در جنگ نقش کلیدی داشت؛
و به دلیل نبوغ ِ نظامی اش و به دلیل خلوص نیت و بی ریا بودنش به انسانی چنین بزرگ تبدیل شد که حتی حضورش در مناطق جنگی رعشه بر تن ِ دشمنان ِ پر از ادعا می انداخت .
خبر ِ شهادت این سردار ِ دلاور که جلوه ای دیگر از شخصیت ِ حضرت عباس (ع) در کربلاست ناگوار ترین خبری بود که داغش تا اعماق قبلمان نفوذ کرد و به گونه ای بود که رهبر ِ انقلاب نیز در حین قنوت نماز بر پیکر ایشان ،اشک بر پهنای صورتش سراریز شد .
مراسم تشییع حاج قاسم و همرزم شهیدش سرادر پور جعفری خود حماسه ای شگفت انگیز بود ؛یقینا این استقبال ِ میلیونی مردم دریادل از شهرهای مختلف ایران در کرمان اوج ِ محبوبیت ِ این سردار بی بدیل را نشان میداد ؛
مراسمی که جلوه های ویژه ای از محبت بی دریغ و کویر دل بودن ِ مردم کرمان را نیز به تصویر کشاند ‌.
پیکر حاج قاسم و همرزم شهیدش تا رسیدن به زادگاه خود مسیری نورانی را پیمود ؛
این شهدای بزرگوار پس از تشییع در کاظمین، کربلا و نجف در کشور عراق به میهن اسلامی خود بازگشتند.
پیکر مطهر این دو بزرگوار در سرزمین عزیزمان پس از تشییع با شکوه در اهواز به مشهد و سرانجام راهی تهران شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دوشنبه بر پیکر حاج قاسم و همرزمانش نماز خواندند و سپس پیکر شهدای مقاومت بر دستان مردم تهران از میدان انقلاب تا میدان آزادی تشییع شد.

پیکر سردار شهید سلیمانی پس از آن برای تشییع در قم منتقل شد و پس از تشییع در حرم حضرت معصومه و مسجد مقدس جمکران به حرم مطهر رهبر کبیر انقلاب رفت و در نهایت به کرمان رسید .
این مراسم از میدان ِ آزادی کرمان به سمت گلزار شهدا برگزار شد و میزان ِ خشم ِ مردم از استکبار را به وضوح نشان میداد چرا که تماما شعار های ضد استکبار به گوش میرسید .
سردار این بار آمده بود که بماند برای همیشه؛ آمده بود که به جای یک عمر نخوابیدن تا ابد در آغوشِ وطن و در کنار یاران دیرین و همرزمان قدیمش آرام بگیرد؛همرزمانی مثل شهید محمد یوسف الهی که خود نمونه ی بارز ِ استقامت بود .
کرمان ِ امروز دیگر قلب تپنده ی عالم است
و در همین قلب ِ تپنده ی خود امثال سلیمانی ها را تربیت خواهد کرد تا این چنین صبورانه دل در گرو انقلاب بگذارند و حافظ آرمان های ِ متعالی ِ آن باشند.

 

زهرا رحیمی