رفتن به بالا
  • جمعه - 9 شهریور 1398 - 19:35
  • کد خبر : ۳۸۶۷
  • چاپ خبر : امسال عید غدیر با جلوه زیباتری به ارسنجان آمد
شبی که در قاب خاطرات ماندگار شد

امسال عید غدیر با جلوه زیباتری به ارسنجان آمد

در این هیاهوی دل انگیز ِ غدیر، موکب الولایه است که دلنوازی میکند و بی وقفه بوی اسفند را در هوای ِ معنوی ِ شهر میپراکند . بچه ها دریا دل هستند و از جان مایه میگذارند و از هیچ خدمتی برای هر چه با شکوه تر شدن ِغدیر این بزرگترین عید ِ مسلمانان دریغ نمیکنند .

زهرا رحیمی|در این هیاهوی دل انگیز ِ غدیر، موکب الولایه است که دلنوازی میکند و بی وقفه بوی اسفند را در هوای ِ معنوی ِ شهر میپراکند . بچه ها دریا دل هستند و از جان مایه میگذارند و از هیچ خدمتی برای هر چه با شکوه تر شدن ِغدیر این بزرگترین عید ِ مسلمانان دریغ نمیکنند .

امسال هم غدیر با جلوه ی زیباتری به ارسنجان آمد، با جلوه ای لبریز ِ روشنایی، با جلوه ای سراسر عشق و یکرنگی،جشن های خیابانی ِ امسال و کمک های ِ بی اندازه ی محبان امیرالمومنین (ع) نشانه ی همبستگی بود و به راستی جوانان و نوجوانان، پدران و مادران چه سهم ِ عظیمی در برگزاری ِ آن داشتند .
هنگامی که میبینم بچه ها تا این اندازه پای ِ کار ایستادند و بی وقفه تلاش کردند و از خواب شبانه و روزمرگی های ِ خودشان زدند تا بساط ِ هلهله را پهن کنند و خیابان ها ی سرزمین مادری اشان را متصل کنند به خیل ِ خیابان هایی که هر ساله این مناسبت را پایکوبی میکنند، متوجه میشوم که حضرت امیر تا چه اندازه در دل هایشان پادشاهی میکند .
این خادمان ِ افتخار آفرین ، التهاب ِ غرور را در قلب هایمان زنده نگه داشتند و به ما جرات دادند که سرمان را بالا نگه داریم و در مقابل اهل بیت (ع) خرسند باشیم .چشم ها دیده اند و میدانند که واحد ِ عترت این بازوی ِ قدرتمند ِ هییت رزمندگان تا چه اندازه در غدیر سهیم بود.


من یقین دارم که مادران و دختران شهرم گل کاشته اند و این احساس، لبخند را میکشاند به لب هایم و فکر میکنم که زیبا ترین گوشه ی ارسنجان همانجاست ،جایی که بچه ها با لبخندهای ِ زیبایشان می آیند و بساط ِ سفره ی اطعام را فراهم میکنند و به راستی در غذایی که طبخ میشود بوی ِ مادرانگی موج میزند .
در این چند روز پدران و پسران ِ شهرم را دیده ام که پلک برهم نگذاشتند و تمام دغدغه اشان غدیر بود و غدیر… برادرانم موکب را راه انداختند و شهر را با بیرق های سرخ و صورتی اشان که به راستی در خیابان های متنهی به غدیر دلبری میکرد، آذین بستند ، موکب را راه انداختند و بساط شربت و شیرینی را گستردند .
شب اول بوستان مادر را و به دنبال آن در شب دوم ِاین عید ِ مبارک، خیابان شهرداری را و سرانجام در شب سوم تپه ی نورالشهدا ، مامن امن ِ ارسنجان را آماده ی پذیرایی از مهمانان ِامیر المومنین کردند .
دلم میخواست به پدر ِ بزرگوارم ، حاج اصغر آقا خدا را شکر میکنم که در سایه ِ سار الطاف ِ بی حد و مرز اهل بیت (ع) توانستیم غدیر را که زمینه ساز ِ برنامه های ِ محرم بود، با شکوه و باغیرت برگزار کنیم. جشن های غدیر سراسرش غیرت بود، از مداح و سخنرانش گرفته تا بچه های سرود و زورخانه ‌اش‌.
راستی ما بچه های هییت رزمندگان و تمام ِ مردم ارسنجان از مسئول محترم کتابخانه و همسایه های موکب الولایه (مغازه داران مجاور) با تمام وجودمان تشکر میکنیم و امیدواریم که نور ِ پر برکت ِ اهل بیت (ع) بتابد به زندگی اشان …!
غدیر زیبا بود و زیباییش را باید قاب گرفت و به دیوارها کوباند؛ غدیر آواز ِ ملایمی بود در پس ِ شلوغکاری ها؛ نسیم ِ دلنوازش تا عمق جان ها نفوذ کرد و سفره ی اطعامش طعم ِ جوانمردی داشت و غدیر در ارسنجان آنچنان بود که دلپزیری اش را همچنان در قلبم احساس می کنم، غدیر جلوه ی روشنی بخش ِ این روزها بود و سرانجام با زیبایی ِ هر چه تمام تر به پایان رسید و راه را هموار کرد تا نوکران ِ ارباب ِ خوبی ها ، عطر ِمحرم را به شهر بیاورند .
غدیر آغاز ِ همه چیز بود، غدیر پایان ِ همه چیز نیز هست چرا که رسول خدا (ص) در خطبه ی روشنی بخش غدیر از امام عصر (عج) یاد کردند و ما یقین داریم که انتهای ِ تمام تلاش هایمان ختم میشود به لبخند های امام عصر (عج) .

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه