رفتن به بالا
  • جمعه - 30 شهریور 1398 - 01:43
  • کد خبر : ۴۰۸۸
  • چاپ خبر : زمزمه یک ملت:حسین(ع) آغــاز زندگیه

زمزمه یک ملت:حسین(ع) آغــاز زندگیه

زهرا رحیمی|علم به دوش گرفته اند و با چشمانی که اندوه از آن میچکد، به اسقبال محرم میروند، چهره ها برافروخته است و آفتاب ِ حزن در واپسین ساعات ِ روز شهر را سرخگونه کرده است.

زهرا رحیمی|علم به دوش گرفته اند و با چشمانی که اندوه از آن میچکد، به اسقبال محرم میروند، چهره ها برافروخته است و آفتاب ِ حزن در واپسین ساعات ِ روز شهر را سرخگونه کرده است.
به قاب ِ سراسر ماتم ِ مشکی پوشان که می نگری ابر میشوی و باران میباری؛
تصویر علم های سیاه بر شانه های شهر با دلت عشق بازی میکند و اندوه است که بی قرارتر از هر بار می آید به خانه ی احساست؛
کودکانی که تبل میزنند تا جهان را بیدار کنند و بگویند عزای ِ محرم جهادی است معنوی، رزمی است عاشقانه در اثبات حقانیت راه حسین(ع) و یارانش،
کاش واژه بودم، تا شاعری با زیباترین حالت ِ موسیقی مرا خرج وصف ِ آقایم کند، تا شعری شوم در قالب ِ سپید و اینگونه بخوانندم:
درختان را دوست میدارم
که به احترام ِ تو قیام کرده اند
و آب را که مهر مادر ِ توست …!
در این هنگامه چه حس ِ نازک و غمناکی در من قدم میزند، آن زمان که به دختر بچه ای خیره میشوم که علم بردوش میخواهد همدمی باشد برای دردهای ِ سه ساله ی کربلا ، و پسر نوجوانی که میخواهد عزادار ِ قاسم(ع) باشد.
و پیر غلامی که زمزمه میکند
پیراهنم ز کودکی ام تا زمان مرگ
از عطر سرخ ِ سینه زنی ها معطر است
و آمده تا در محرمی دیگر از زندگی اش برای سرور و سالار شهیدان به سر و سینه بزند.
لحظه های غم بار ِ مشکی پوشان سپری میشود و دسته ی سینه زنی سرتاسر خیابان ها را به فصل ِ غمزده ی محرم میبرد، به این انقلاب ِ پر شکوه ِ عشق،
و چه زیبا آرزوی ِشهادت، این بزرگترین میراث ِ سیدالشهدا به اندیشه ها می نشیند.
در آغازین ساعات ِ بعد از نماز مغرب، شب ِ اول ِ از دهه ی اول محرم دل ها برای سوگواری می روند تا دلسوختگان ِ ابا عبدالله در گوشه ایی بنشینند و تا ده شب با روضه های ِ سوزانگیز ِ شیخ احمدی مویه کنند …!
و موکب الحسین، در همه این شب ها، عزاداران را به میهمانی ِ چای روضه میبرد و با آن شکوه ِ محرم گونه اش حس و حال خیابان های ِ نجف تا کربلا را در قلب ها زنده می کند‌‌.
چیزی نمی گذرد که نسیم ِ همایش شیرخوارگان حسینی وزیدن میگیرد و بار ِ دیگر لباس های متبرک را به همراه دعوتنامه به خانواده ی شیرخوارگان می رساند.
و در مراسم ِ شیر خوارگان این مادران هستند که با شوری شیرین گونه اطفالشان را برای خواندن نذرنامه آورده اند.
یا صاحب الزمان، فرزندم را نذر یاری ِ قیام ِ تو میکنم، او را برای ظهور نزدیکت برگزین و حفظ کن …!
و در صحنه ی حماسی دیگری، سوگواره ی احلی من العسل همراه با زنجیر زنی ِ نوجوانان از مقابل موکب الحسین بر پا میشود و با سفره ای متبرک به نام و یاد حضرت قاسم(ع) در حرم انصار الحسین قاب گرفته می شود.
و در همه این شب ها حسینیه ی کودک در گوشه ای از هییت درست در شبستان ِ مسجد جامع با داستان های عاشورایی و سرگرمی های کودکانه قلب های روشن کودکان را جلا می دهد و چشمان معصوم آنان را به دستان پربرکت اهل بیت گره میزند و آنان را از سنین کودکی شیفته ی اباعبدالله میکند.
و این همان عزاداران شب های محرم هستند که روزها پیگیر فراهم کردن پاسپورت و مقدمات سفر اربعین اند و چه تکاپویی شیرین تر از این…
و من با خود میگویم که محرم چه انقلاب بزرگیست و اباعبدالله چه جایگاه رفیعی دارد، که هنوز عاشورا نیامده است، عاشقانش در خروش ِ حماسه ی بزرگ ِ اربعین هستند.

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه