رفتن به بالا
  • پنجشنبه - 2 بهمن 1399 - 21:27
  • کد خبر : ۵۱۴۵
  • چاپ خبر : زخم انار؛ سروده های آئینی شاعر ارسنجانی

زخم انار؛ سروده های آئینی شاعر ارسنجانی

سفیرمردم|چاپ و انتشار اثر جدید شاعر ارسنجانی، زهرا نعمتی، بهانه‌ای مبارک شد که با ایشان مصاحبه‌ای داشته باشیم و از شعر بگوییم و بشنویم .
زهرا نعمتی متولد شهر ارسنجان است او در خانواده‌ای هنرمند ادب دوست به دنیا آمده و زندگی قرین با شعری داشته ؛ وی از جوانی در دنیای این هنر قدم برداشته؛در ادامه از زبان خود ایشان می‌خوانیم .

سفیرمردم|چاپ و انتشار اثر جدید شاعر ارسنجانی، زهرا نعمتی، بهانه‌ای مبارک شد که با ایشان مصاحبه‌ای داشته باشیم و از شعر بگوییم و بشنویم .
زهرا نعمتی متولد شهر ارسنجان است او در خانواده‌ای هنرمند ادب دوست به دنیا آمده و زندگی قرین با شعری داشته ؛ وی از جوانی در دنیای این هنر قدم برداشته؛در ادامه از زبان خود ایشان می‌خوانیم .

 

چه شد که با دنیای شعر آشنا شدید و به زیستن شاعرانه خو گرفتید؟
دوران مدرسه انشاهای خوبی می نوشتم و عاشق شعر خواندن بودم اما به شعر گفتن فکر نمی‌کردم.
البته نمی دانم چرا ؟ شاید یکی از مهم‌ترین دلایلش معلم‌های آن زمان بودند که به هنر هم مطابق مقیاس‌های هندسه و ریاضی نگاه می‌کردند و به این مسئله مهم و با ارزش هنری اهتمام نمی‌ورزیدند.
وقتی خاطرات آن روزها را رصد می‌کنم از ته دل آرزو می کنم ای کاش تمام معلمان ادبیات از میان شاعرهاو هنرمندان انتخاب می‌شدند تا محیط فکری بهتری را برای هنرمندان به وجود آورند.
شعر سرودن خود من از اواخر دوران دبیرستان شروع شد .
زمانی که معلم خوش ذوقی برای آموزشِ خط به مدرسه ما آمد که حین آموزش از دانش‌آموزها خواست اگر کسی در زمینه سرودن شعر توانایی دارد ، جلسه بعد شعری گفته و در کلاس بخواند و من اولین جرقه سرودن از آن‌جا برایم آغاز شد.

 

شما بیشتر از هر قالب دیگری به غزل گرایش دارید؛ علت این چیست؟
اگر چه از نظر من زیبا گفتن یک شعر بسیار مهم‌تر از این است که در چه قالبی گفته شود اما اولین شعرم ناخواسته و بدون اطلاع چندانی از قالب‌ها، غزل بود و از آن به بعد علاقه ام به غزل بیشتر شد. با اینکه اغلب قالب‌های شعری را کار کرده‌ام ولی گرایشم خواسته واغلب ناخواسته به سوی غزل است .

 

دنیای شاعرانه خود را چگونه توصیف می‌کنید؟
من معتقدم زندگی مسیر خودش را می‌رود و در این میان مسیرهای عموما ناخودآگاهی را پیش روی انسان قرار می‌دهد که شعر هم یکی از مسیرهای ذاتی زندگی من بود که بابت آن خداوند را شاکرم چون آرامشی که کلمات و هنر به روح و روان انسان می‌بخشد می‌تواند در سخت ترین شرایط هم کارآمد باشد.

لطفا از کتاب اولی که چاپ کرده‌اید، برایمان بگویید.
بعد از چندین سال بی علاقه بودن نسبت به چاپ کتاب بالاخره با اصرار خانواده و دوستان اولین کتابم را به دست چاپ سپردم . این کتاب که با نام گردن آویزی برای باد منتشر شد ، شامل تعدادی از غزل‌های عاشقانه و چندین شعر در قالب‌های دیگر هست که توسط انتشارات شانی به چاپ رسید.

از شعر و شاعرانه زیستن بیشتر بگویید .
شعر موهبتی ست خدادادی که به طور ناخواسته در ضمیر عده ای نهاده شده و شاعر موظف است در استفاده از آن به مسائل و دغدغه های ذهنی دیگران نیز بیندیشد .
آرامشی که لابه‌لای کلمات است می‌تواند بار دلتنگی‌ها ودغدغه‌های روحی بشر را کم کند و شاعر با استفاده درست و بجا از این کلمات که آفریده ی های بی مانند خداوند هستند، می‌تواند بر جهانی پیامبری کند و در هر عصری بیانگر واقعیت‌های زمان خویش باشد.

 

شعر سرودن کار ساده‌ای است؟
شعر یک هنر ذاتی است که آموختنی نیست شاید بشود با چینشِ چند کلمه کنار هم و آموختن عروض و قافیه یک چیزی در مایه های شعر ابداع کرد اما نکته اصلی آن، که خلاقیت هست را نمی‌شود به راحتی آموخت و شعر بدون خلاقیت مثل یه جعبه کادو بسیار زیبا و شکیل است که خالی‌ است. کسی که شاعرانگیش ذاتی باشد خلاقیت را هم چاشنی کلماتش می‌کند و همین خلاقیت هم در جای خودش دارای درجه بندی متفاوت هست مثلا زیبایی ودلچسبی در همه شعرها یکسان نیست وگاهی شعری از اقبال بیشتری برخوردار است.

 

جامعه اطراف شما با شاعران خوب تا کرده است و دست هنر آنان را به منظور دل‌گرمی فشرده‌ است ؟
فرهنگ والای یک جامعه بر آمده از کیفیت و کمیت نویسندگان و فرهیختگان آن جامعه است و هر شهر و دیاری به نوبه خود در اعتلای فرهیختگی خویش نقش دارد.
شهر ارسنجان این زیبا شهرِ مذهبی و فرهنگی با طبیعتِ بِکرِ خویش و آداب و رسوم اصیل ، در نمودِ خلاقیت‌های فکری و درون‌مایه های ادبی پیشتاز بوده وشاعران ونویسندگان برجسته ای از دلِ آن برخاسته اند.
اما متاسفانه دیرگاهی ست که هنر در شهر ما اقبالی ندارد وهمیشه هنرمندان، چه شاعرها و چه نقاش‌ها و بازیگرها با مشکلات زیادی رو به رو بودند. مثلا تا به یاد می‌آورم عمده مشکل ما شاعران عدم وجود مکانی ثابت و بی دغدغه و مناسب برای فعالیت شعری و انجمن‌های ادبی بود.

 

تا به حال اسم شما در بسیاری از کنگره‌ها به درخشش در آمده ، از آن‌ها نیز گفتاری به میان آورید.
من تا کنون در اکثر کنگره های ملی وهمایش‌های سراسری شرکت داشتم و منتخب شده‌ام ؛
از جمله استان‌های همدان، لرستان، یزد، کردستان، اصفهان، آذربایجان، و تهران قم ؛ همچنین برگزیده سه دوره شب شعر سراسری عاشورای شیراز وکنگره سراسری ملکوت هشتم و کنگره بین المللی شعر قرآنی بودم.


کتاب زخم انار مجموعه جدید شما بهانه‌ای بود که راه کلام ما با شما باز شود ، از این کتاب نیز بگویید.
هم‌زمان با کتاب اولم ، مجموعه ای از شعرهای آیینی و پایداری را هم برای چاپ آماده کرده بودم که به علت پاره ای از مشکلات و تعلل، چاپش با مدت زمان طولانی‌تری انجام شد.
این کتاب امسال با نام زخم انار توسط انتشارات شهرستان ادب به چاپ رسیده که شامل ۲۲ شعر با مضامین آیینی و۱۷شعر در مضمون پایداری ودفاع مقدس می باشد.

 

آیا به چاپ مجموعه جدیدی نیز فکر می‌کنید؟
بله ، مجموعه دیگری شامل اشعار کلاسیک وعمدتا غزل با مضامین عاشقانه در دست چاپ دارم .

در ادمه دو شعر از کتاب زخم انار، مجموعه شعر زهرا نعمتی می‌خوانیم:
السلام علیک یا آقا! زندگی در جوارتان خوب است
مثل آرامش عمیقی که بودنِ در کنارتان خوب است
زائری هستم از دیاری دور، از تب و تابِ عشق مالامال
چون وصال شماست پایانش؛ سختیِ انتظارتان خوب است
دست ما را بگیر و راهی کن، در طوافی دوباره جاری کن
ذره های حقیر را آقا! چرخشی بر مدارتان خوب است
من غریبم، غریب وحاجتمند، بیقراری دخیل بستهٔ تو
در تب تلخکامیِ پاییز جرعه ای از بهارتان خوب است
برگ سبزیست تحفه درویش آنچه گفتیم و باز می‌گوییم
به رضامندیِ درت سوگند شاعری در دیارتان خوب است
***
پاشیده بر دوشِ وطن پَرچینِ سرخش
پیشانیِ از خاک وخون رنگینِ سرخش

لبیک گویان می رسد فرمان بگیرد
از سربلندی‌های در آیینِ سرخش

حالا تمام کوچه مستِ قامت اوست
مستِ گلستان‌های عطرآگینِ سرخش

برگشته در تابـوتی از آئینه وآب
دارد تلاوت می شود یاسینِ سرخش

در هفت سین سفره ی امسال مادر
تنهاپلاکی مانده وپوتینِ سرخش

بوی بهاری تازه پیچیده است در شهر
لبریزِ زیبایی ست فروردینِ سرخش

 

گفتگو: نگین نعمت الهی

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه